مرتضى مطهري

216

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

با تفكيكى كه در قرن بيستم از « ملت » و « مردم » مىشود لغت مردم بيشتر براى تعيين گروه اجتماعى به كار مىرود ، لكن ملت از نظر حقوقى و سياسى واحد مشترك جمعيت است كه بر قلمرو ارضى كشورى مستقر مىشود و اين استقرار نتيجهء وحدت تاريخى ، زبانى ، مذهبى يا اقتصادى يا آرمانهاى مشترك و خواستن ادامهء زندگى مشترك است . كلمهء مردم جنبهء جامعه شناسى بيشترى دارد ، در حالى كه ملت بيشتر از نظر حقوق و سياست داخلى يا بين المللى مورد نظر قرار مىگيرد . مليت ، ناسيوناليسم در كتاب مكتبهاى سياسى ، تأليف دكتر پازارگادى ، صفحهء 195 مىگويد : بلافاصله پس از جنگ اول جهانى به واسطهء نشر عقيدهء ويلسون رئيس جمهور اسبق آمريكا كه فكر استقلال ملى را رواج داد و در مواد چهارده گانهء پيشنهادى خود براى صلح عالم گنجانيد ، بقيهء امپراطوريهاى اروپا مانند روسيهء تزارى ، اطريش ، هونگرى و تركيهء عثمانى نيز تجزيه به قطعات گرديده چندين كشور ملى و مستقل جديد بر كشورهاى ملى افزوده گشت . در قرن بيستم ناسيوناليسم از اروپا به آسيا سرايت كرد منتهى به استقلال هند ، پاكستان ، اندونزى ، هندوچين ، كشورهاى عربى و بعضى كشورهاى ديگر گرديد . رجوع شود به كتاب جهانى كه من مىشناسم ، فصل ناسيوناليسم .